الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
5
الغدير ( فارسى )
قريش منت نهاد و آنان را نعمت بخشيد و آزادشان كرد و بدينگونه اين طايفه به نام آزادشدگان مشهور شدند و اين ننگ تا پايان روزگار براى ايشان باقى ماند . اين نمايندهء حيلهگر امويان كه مىخواست اين ننگ را به بنى هاشم بازگرداند ، آرزوها كرد و خيالات پريشان و آشفته در سر آورد ، اما سرانجام ، اين صلحى كه از آثار آن پايندگى شرافت خاندان هاشمى و اثبات پاكى آنها از هرننگى بود ، او را نوميد كرد و به نتايج بس مهمى انجاميد . آرى ، هريك از آنها امام عليه السّلام را به صلح ملزم مىكرد ، هرچند كه معاويه خائن بود و از پيمانها و عهدهاى خود سرباز مىزد و كيدها و غدرهايش همه بر عهدهء خود اوست . مطابق اين پيمان ، معاويه پذيرفت كه ديگر بر بالاى منبرها به پدر بزرگوار امام سبّ و نفرين نكند ، ولى برعكس ، او اين سب و نفرين را به عنوان يك آيين تخلفناپذير در مجالس اسلامى درآورد و ادامه داد . وى عهد كرد كه ديگر متعرّض شيعيان پدر بزرگوار آن حضرت نشود ، شيعيانى كه سخت به قتلشان رساند و در شهرها و صحراها آوارهشان كرد . شيعيانى كه آنچنان در خوف و ناامنى به سر مىبردند كه هرگاه آنها را به يهودى بودن متهم مىكردند ، از انتسابشان به ابو تراب على عليه السّلام راحتتر و آسانتر بود . همچنين معاويه پذيرفت كه ديگر پس از اين با كسى قراردادى نبندد و به امام عليه السّلام نوشت : هرگاه از خلافت اعراض و با من بيعت كنى ، من به اين پيمانها عمل خواهم كرد و شرايطى را كه پذيرفتهام ، به كار خواهم بست و مصداق شعر اعشى بن قيس خواهم بود ، آنجا كه گويد : - هرگاه كسى ترا امانتى سپرد ، بدان وفا كن ، تا در شمار وفاداران بميرى . - هرگز به سرور خود كه بىنياز است ، رشك مبر و هرگاه در مال و ثروت غوطهور آمد ، باز به دو جفا روا مدار . پس از من خلافت از آن تو خواهد بود كه تو بدين مقام سزاوارترى . « 1 » باوجوداين پيمانها ، بر پسر خود ، آن بىعار بىحيا ، سفارش كرد كه پس از كشتن
--> ( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 4 / 13 .